تبليغاتX


 

                  

در شروع باید گفت که بحث درباره این موضوع برایم دردناک است. همیشه در تمام طول زندگی این سوالها برایم مطرح بوده که با گذشت زمان و شکل گرفتن مفاهیم و تشخیصها میتوان گفت پندار و اندیشه به گونه ای سازمان یافته تر سمتو سو گرفت.       

اما اخلاقیات یا نیک و بد یا خیر و شر که همیشه دغدغه بشر بوده است. و همیشه مد نظر فیلسوفان بوده از جمله سقراط که به موضوع اخلاق توجه داشت. افلاطون نيز همانند استادش سقراط براى اخلاق ارزش فراوان قائل بود و اخلاق را ثمره علم مى‏دانست. ارسطو شاگرد ديگر سقراط نيز مى‏گفت: «عمل انسان را غايتى است و غايات مطلوب ديگر انسان، مراتب دارند آن چه غايت كل و مطلوب مطلق ست‏سعادت و خوشى است.

 اما مردم خوشى را در امور مختلفه مى‏انگارند، بعضى به لذات راغب‏اند، برخى به مال و جماعتى به جاه، اما چون درست‏بنگريم مى‏بينيم هيچ موجودى به غايت‏خود نمى‏رسد مگر اين‏كه وظيفه‏اى كه براى او مقرر است‏به بهترين وجه اجرا كند و انجام وظيفه به بهترين وجه براى هر موجودى فضيلت اوست. پس غايت مطلوب انسان، يعنى خوشى و سعادت به فضيلت‏حاصل مى‏شود.

اما نگاهی واقع بینانه به این امور بیانگر اینست در جایهایی اخلاق شکلی سودمندانه میگیرد در جایی که به نفع است باید خوب دانست و گاهی که مضر است باید بد دانست آیا براستی این است اخلاق آیا این نگاه نگاهی ایده آلیستی نیست که برای امور نیک و بد را در نظر بگیریم.

اخلاق انسانهای قدرتمند که اساسا هرکار دلشان میخواسته میکرده اند و خود را صرفا در قید یک سری شرافتها و دفاع از حیثیتهای قدرتمندانه قرار میدادند. برای ایشان منشا هرعملی "خواست" انسان است

با نگاهی به تاریخ متوجه میشویم. اخلاق ضعیفان که هر آنچه را قدرتمندان "خوب" میپنداشتند اینان "شر" مینامند مثل تصاحب زمین و خوشی و شادی و هر آنچه آنان "بد" میدانستند ایشان "خیر" مینامند مثل انتقام و دلسوزی برای همنوع. منشا هر عملی برای این گروه مقابله با آرمانهای قدرتمندان است.

 

پس اخلاق با نفسیات در ارتباط است . خوب و بد از نطر من وجود ندارد اینکه فرد بصورت اکتسابی درک میکند که یک سری امور آزاردهنده و به دیگران آسیب میزند. نباید انجامش بدهد و آن چیز که دیگران را به تفکر میاندازد و جنبه ای کمک دهنده دارد بیشتر انجام گردد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 18:47  توسط  A r M a N  |