تبليغاتX


 

نمایش باید ادامه داشته باشه

تواین پوچی ما برای چی زندگی میکنیم
این مسخرگی  فکر میکنم هممون اینو میدونیم
به هر حال
یکی نیست بدونه ما دنبال چی میگردیم ؟


یه قهرمان دیگه . یه جنایت مسخره دیگه
پشت پرده توی پانتومیم
فعلا همینو داشته باش. کسی هست که بیشتر بخواد ؟

نمایش باید ادامه داشته باشه
نمایش باید.............
قلبم داره میترکه
اصلا همه چی داره میترکه

اما هنوز لبخند میزنم

همه چیزرو رها میکنم چون همه چی تغییر مکنه
یه ناراحتی دیگه یه سرخوردگی دیگه
به هر حال
یکی نیست بدونه مابرای چی زندگی میکنیم ؟

من فکر میکنم تازه دارم یاد میگرم
من باید گرمترشده باشم
برمیگردم یه گوشه ای
اون بیرون داره میشکنه
من اینجا توی تاریکی دارم درد میکشم که آزاد باشم

نمایش باید ادامه داشته باشه
نمایش باید دامه داشته باشه
اینجا قلبم داره میترکه
اصلاهمه چی داره میترکه
اما هنوز لبخند میزنم

روح من مثل یه بال پروانه نقاشی شده
افسانه های دیروز رشد میکنند اما هرگز نمیمیرند

من میتونم پرواز کنم دوستان
نمایش باید ادامه داشته باشه
نمایش باید ادامه داشته باشه
من بهش ریشخند میزنم
هرگز تسلیم نمیشم
همراه نمایش

بروی زمان میرانم و مجنون میشم
و مجبورم آرزویی پیداکنم که به جلو براندم
همراه با
همراه بانمایش

نمایش باید ادامه داشته باشه 
نمایش باید ادامه داشته باشه

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 0:27  توسط  A r M a N  | 

                             

بسیاری از منتقدان معتقدند كه جیمی هندریكس تأثیرگذارترین خواننده - نوازنده‌ی گیتار از دهه 1960 به بعد است. چه ادعای فوق را بپذیریم، چه نپذیریم، هندریكس بدون تردید یكی از 5 نوازنده‌ی برتر تاریخ موسیقی راك است. مردی كه به نوازندگی گیتار ابعاد جدیدی بخشید.او نوازندگی گیتار الكترونیك را به هنری جدی و قابل تعمق تبدیل كرد و موسیقی راك را وارد مرحله‌ی جدیدی كرد.شیوه نوازندگی جيمی هندريکس تأثير زيادی بر موسيقی راک ؛ بلوز ؛ ريتم اند بلوز و جز گذاشت.به طوریکه نوازندگی بسیاری از بزرگان موسیقی مانند " Eric Clapton " ، " Joe Satriani " ، " Jeff Beck " ، " Steve Vai " ، " Yngwie Johann Mamlsteen " و.... را تحت تاثیر خود قرار داد.

" جیمز مارشال هندریکس " در 27 نوامبر سال 1942 در سیاتل به دنیا امد.در 16 سالگی با گیتار آکوستیک دسته دومی که پدرش برایش خریده بود وارد دنیای موسیقی شد.او هیچگاه استادی نداشت و با وجود اینکه چپ دست بود از گیتار راست دستها استفاده میکرد.جیمی عاشق سبک و تکنیک "B.B.king" و "Robert Jonson" بود.جیمز هندریکس فعالیت هنریش را با نام جیمی جٍٍیمز آغاز کرد.جیمی در همان سال به اولین گروهش ملحق شد که این همکاری 3 ماه ادامه یافت.سال بعد پدر با دیدن پسشرفت شگفت انگیز او،برایش یک گیتار الکتریک تهیه کرد.جیمی در سن 18 سالگی خانه را به قصد خدمت در ارتش ترک کرد.در حالیکه گیتارش را هم به همراه خود به خدمت ارتش برد.در ارتش با "Billy Cox" ، نوازنده گیتار بیس آشنا شد و بسیاری از پله های ترقی را به همراهش طی کرد.جیمی در سال 1962 از ارتش اخراج شد و  به نوازندگی برای گروه ها و هنرمندان مختلفی مانند " تینا ترنر" ،    " لیتل ریچارد" ،" سام کوک" و " برادران آیسلی" پرداخت.اما از انجایی که او یک ساختار شکن بود و نمی توانست با نظم حاکم در این گروه ها کنار بیاید، گروهی را به نام " Blues Slamos" در سال 1965 در نیویورک تشکیل داد و در ان به نوازندگی گیتار لید پرداخت.به استثنای ترانه "Jimmie James And Blue Flames" که با " آرتور لی" اجرا کرد، تمامی آثار هندریکس در این دوره حاصل نبوغ خود او بود.هندریکس در کافه ها و باشگاه های شبانه گیتار می نواخت، تا اینکه با "Chas Chandler" آشنا شد.Chandler پس از انکه اجراهای تحسین برانگیز و فوق العاده جیمی جیمز را دید، از او دعوت که به لندن برود و با حمایت او گروهی تشکیل بدهد.در لندن جیمی به همراه "Mitch Mitchell" (نوازنده درامز) و "Noel Redding" (نوازنده گیتار باس) گروهی را تشکیل داد و خود به عنوان خواننده، آهنگ ساز، ترانه سرا و نوازنده در آن فعالیت کرد و سپس نام خود را به جیمی هندریکس تغییر داد.نخستین ترانه هندریکس در لندن ، ترانه "Hey Joe" بود که به مدت ده هفته در صدر بهترین آهنگهای انگلیس بود و به عنوان پرفروش ترین ترانه سال انگلیس نیز شناخته شد.سپس جیمی در سال 1967 آلبوم انتقادی-تجاریٍ "Are You Experienced?" را منتشر کرد .او در این آلبوم از تکنیکهای جدیدی در تکنوازی هایش استفاده کرد که باعث شد به شهرت فراوانی دست بیابد و نامش به عنوان هنرمندی نام آور بر سر زبانها بیوفتد.در کنسرتی که هندریکس پس از انتشار این آلبوم برگزار کرد با اعمالی نظیر نواختن گیتار در خالیکه آنرا به پشت برده بود ، یا در میان پاهایش قرار داده بود و یا وقتی که گیتارش کاملا روی زمین بود ، مهارت نوازندگی اش را به رخ می کشید.سال بعد ، سبک منحصربه فرد و استثنایی جیمی هندریکس در دو آلبوم جدیدش بلور یافت.دو آلبوم محبوب و مشهور "Electric Lady Land" و "Blood And Love" که از بزرگترین وتاثیر گزارترین آلبومهای راک تاریخ موسیقی میباشد ، در سال های 1968 و 1969 ساخته شد.به علت محبوبیت زیاد جیمی ، بسیاری از سیاه پوستهای متعصب ، او را خاءن میدانستند و اعتقاد داشتند که او برای افزودن به شمار طرفداران سفید پوستش دست به هر کاری میزند.اما دوران محبوبیت برای جیمی بسیار کوتاه و زود گذر بود.هندریکس به همراه نوازنده درامز گروه ، اعتیاد به مواد مخدر پیدا کردند و همین امر باعث متلاشی شدن گروه شد.جیمی در ماه ژوءن سال 1967 به امریکا بازگشت و در جشنواره مونتمری شرکت کرد.او در آنجا به نواختن گیتار با دندانهایش پرداخت و سپس گیتارش رابر  روی صحنه آتش زد.کاری عجیب که برای او هم شهرت و هم بدنامی به همراه داشت.هندریکس در سال 1968 یک تور تاریخی و فشرده در سرتاسر امریکا برگزار کرد که شامل 54 کنسرت در 47 روز می شد،که باعث شد در سراسر ایالات متحده کاملا شناخته شود.پس از پایان تور مشغول به اتمام آلبوم "Electric Lady Land" شد ودر اواخر سال 1968 موفق به انتشار این آلبوم شد.از کارهای قابل توجه او در این آلبوم ، همکاری مجدد Billy Cox و استفاده از " پدال واه " بود که در آن زمان تازه ابداع شده بود.سال 1969 سال افول جیمی بود.او با مشکلاتی هم در زندگی کاری ، هم در زندگی شخصی روبرو شد.جیمی در آن سال به خاطر همراه داشتن هرویین دستگیر شد.سپس تهیه کننده اش،Chas Chandler او را رها کرد.جیمی در Woodstock سال 1969 ظاهر شد و در آنجا باز هم درخشید.سپس در همان سال گروهی به نام "Band Of Gypsies" را تشکیل داد که در آن جیمی گیتار الکتریک ، Billy Cox گیتار باس و "buddy Miles" درامز ،          می نواختند.این گروه در ابتدای سال 1970 برنامه های بسیاری اجرا کردند که در آلبومی به نام "Machine Gun" منتشر شد.در همان سال، جیمی ، درامر قدیمی اش Mitch Mitchell را در گروه پذیرفت که در مدت کوتاهی چندین قطعه ضبط کردند.این قطعات سالها بعد در آلبومی به نام "Frist Rays Of The New Rising Sun" منتشر شد.جیمی هندریکس آخرین روزهای زندگی اش را به خاطر شرکت در یک فستیوال موسیقی در لندن گذراند.اما صبح روز 18 سپتامبر 1970 ، هرچه او را صدا زدند از خواب بیدار نشد.

                                         

علل مختلفی برای مرگ هندریکس ذکر شده.بعضی مرگش را در اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر میدانند.عده ای خودکشی را دلیل مرگ او می دانند.حتی در سال 1993 ، شایعاتی مبنی بر قتل جیمی هندریکس بر سر زبانها افتاد.اما از انجا که شواهد و مدارک تازه ای به دست نیامد، پرونده مرگ او بسته شد.در دهه 1970، ارزش اثار هنری جیمی هندریکس آشکار شد و به همین دلیل کنسرت ها و برنامه های بسیاری در بزرگداشت او برگزارشد.

جیمی علیرغم خلق و خوی نامتعارف و شخصیت ناهنجارش،به عنوان نوآورترین گیتاریست تاریخ موسیقی شناخته میشود.گرچه او به عنوان یک هنرمند تنها 5 سال در صحنه حضور داشت اما با وجود همین حضور کوتاه، تاثیر بسیار زیادی بر روی هم نسلان و نسل های پس از خود گذاشت.

                                         

                                                   Download : ALL ALONE THE WATCHTOWER             

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 22:59  توسط  A r M a N  | 

                              

به اعتقاد بسیاری از منتقدان،Joe Satriani یکی از تکنیکال ترین و موثرترین گیتارست ها در عرصه موسیقی راک در دو ذهه اخیر بوده استو نه تنها به عنوان یک ابر گیتاریست، بلکه به عنوان یک شخصیت فروتنو اخلاقمند در بین اهل موسیقی از احترام خاصی برخوردار می باشد.او با انتشار هر البوم جدید جوایز بسیاری را به منزل برده است و با تربیت شاگردانی چون Steve Vai ، Kirk Hammet و بسیاری از بزرگان دیگر،نام خود را به عنوان یکی از فرهیخته ترین معلمین گیتار به ثبت رسانده است.

Joe در پانزدهم جولای 1956 به عنوان کوچک ترین فرزند از یک خانواده پر جمعیت چشم به جهان گشود.پدر و مادرش هر دو نوازندگان قابلی بودند و گوش او باموسیقی کلاسیک، جاز،راک اند رول و همچنین موسیقی اعتراض انگلیس اشنایی کامل داشت . در 9 سالگی فراگیری درامز را اغاز نمود و با نت خوانی و تمرین منظم موسیقی اشنا شد.به طور خلاصه عوامل بسیاری دست به دست هم دادند تا او به موسیقی راک علاقه مند شود ولی به گفته خودش این  " جیمی هندریکس " بود که انگیزه گیتاریست شدن را در او زنده کرد. جو ساتریانی  در سن 14 سالگی و در حین تمرین فوتبال با شنیدن خبر فوت " جیمی هندریکس " بی درنگ به سراغ مربی تیم  رفت و ضمن عرض خداحافظی ابلاغ کرد که می خواهد گیتاریست شود.در دبیرستان تءوری موسیقی را فرا گرفت و با عضویت در گروهای موسیقی دبیرستان   به اجرای اثاری از" Jimi Hendrix" ، " Led Zeppeline " black sabbath " و ....پرداخت.ولی به گفته خودش با یافتن کتابی از " جو پس " با موضوع آکوردهای جز،نوازندگی اش برای همیشه دگرگون گردید و متعاقب آن مدتی را به فراگیری موسیقی جز نزد معلم مشهور " لنی تریستانو" اختصاص داد. یک سال و نیم پس از شروع نوازندگی گیتار،تدریس گیتار را شروع نمود.البته به دلیل نیاز مالی به تدریس گیتار روی اورده بود.او کارهایی چون باغبانی ، بنایی و حتی کار در فروشگاه لباس نیز انجام داده است ولی در واقع ارزویی جز ورود به دنیای موسیقی نداشته است.

                         

" جو ساتریانی " در سال 1976 عازم " برکلی " شد و در پرداخت اجاره یک آپارتمان کوچک با دو خواهر بزرگش شریک شد.شب ها با نوازندگی در یک گروه راگ به نام  "اسکوءرز " و روزها با تدریس در یک فروشگاه گیتار،رفته رفته اسم و رسمی پیدا کرد و در همین فروشگاه شاگردان گمنامی چون " کرک همت " و " لری لا لند "را به اوج شهرت رساند. " اسکوءرز " یک کاور بند بود و از خودش هیچ قطعه ای نداشت و جو دریافت که ادامه فعالیت در این گروه آینده ای به دنبال ندارد نخواهد داشت.پس به خلق آثاری برای گیتار مشغول شد.به همین منظور با یک استودیوی محلی تماس گرفت و با هزینه ای ناچیز پنج قطعه از اولین آثارش را به صورتی کاملا غیر حرفه ای و خودمانی ضبط کرد .در این قطعات کلیه اصوات توسط گیتار تولید می شد.مثلا برای اراءه صدای گیتار باس،سیم ششم گیتار را شل نمود و برای اراءه صدایی شبیه به درامز،با آچار بر روی پیکاپ کوبید.مدتی بعد ضبط چهار قطعه دیگر را نیز در برنامه کار خود قرار داد که متاسفانه به علت عدم استطاعت مالی،پروژه متوقف گردیید تا اینکه با افتتاح دسته چک و گرفتن یک کارت اعتباری با اعتبار پنج هزار دلار دوباره کار به جریان افتاد و این اعتبار برای اتمام اولین البومش با نام " Not Of This Earth " کفایت نمود. 

جو ساتریانی نسخه ای از البومش را برای دوست قدیمی اش " Steve Vai " که در ان زمان با نوازندگی در گروه " فرانک زاپا " به شهرت قابل توجهی دست یافته بود فرستاد و او نیز در تمامی مصاحبه ها از " جو ساتریانی " به عنوان بهترین گیتاریست دنیا یاد نمود و جنجالی مطبوعاتی به راه انداخت.هر چند که ایت البوم مورد توجه مجلات معتبر موسیقی واقع شد و تا حدی نام او را مطرح نمود، ولی در واقع انتشار البوم دوم او،یعنی " Surfing With The Alien " در سال 1987 ، او را نه تنها در حیطه گیتار،بلکه در دنیای موسیقی به شهرت غیر قابل تصور رساند.او برای ضبط این البوم با این ایده وارد استودیو شد تا البومی با تمرکز کامل بر روی تکنیک های گیتار خلق نماید و شگفت انکه در واقع هر یک از اثار خلق شده در این البوم به تنهایی برای جاودانه شدن نام جو ساتریانی کافی بود.و همین البوم که نوازندگی سولو در تور جهانی " مایک جاگر " را برای او به ارمغان اورد.جو ساتریانی گذشته از خلق آثار شخصی،یکی از معاشرتی ترین نوازندگان گیتار نیز محسوب می شود.از همکاری های دوستانه او می توان از همنوازی به همراه " مایک جاگر " و " آلیس کوپر " و عضویت در گروه " دیپ پارپل " در سال 1994 و اجرای پی در پی G3 به همراه " اریک جانسون " ، " اینگ وی مالم استین " ، " جان پتروچی " ، "روبرت فریپ " ، "کنی واین شفرد " ، " مایکل شینکلر " و ...... نام برد.البته علاوه بر این معاشرت دوستانه شاید بتوان از G3 به عنوان یک زورآزمایی هنری نیز نام برد که در آن جو ساتریانی و " استیو وای " یعنی شاگرد ارشد او پای ثابت  می با شند.

آثار منتشر شده از Joe Satriani : 

۱- (Not Of This Earth (1986

2-(Surfing With The Alien (1987   

3-(Dreaming (1988

4-(Flying In A Blue Dream (1989

5-(The Extremist (1992

6-(The Beautiful Guitar (1993

7-(Time Machine (1993

8-(Joe Satriani (1995  

9-(G Three:Live In Concert (1997

10-(Crystal Planet (1998

11-(Engines Of Creation (2000

12-(Live IN San Francisco (2001

13-(Strange Beautiful Music (2002

14-(The Electric Joe Satriani:An Anthology (2003

15-(G Three:Rocking In The Free World (2004

16-(Is There Love In Space? (2004

17-(G Three:Live In Tokyo (2005

18-(Super Colossal (2006

                              

                                    Download : Midnight

+ نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت 14:13  توسط  A r M a N  | 

 

سیناترا، سیناترای فراموش ناشدنی

 

فرانک سیناترا روز دوازدهم دسامبر 1915 در هوبوکن ایالت نیوجرسی چشم به جهان گشود و به مدت بیست و چند سال حضوری موفق را در عرصه موسیقی و سینما تجربه کرد. در مقام خواننده به موفقیت های بیشماری دست یافت و در مقام بازیگر سینما با کارنامه ای پر از فیلم های مختلف سینمایی نام خود را به عنوان چهره ای ماندگار جاودانه کرد، بطوریکه هنوز هم بعد از گذشت سالها از دوران اوج او چهره و صدای فرانک برای تمام علاقه مندان موسیقی و فیلم یک چهره محبوب و دوست داشتنی به شمار می رود.

عرصه موسیقی جلوه گاهی پر رمز و راز است. جایی که بسیاری با رسیدن به قله های آن در عرض چند ماه تبدیل به ستاره و چهره های رویایی می شوند و یا آنجایی که بسیاری از قله های عظیم آن تاب بالا رفتن را نمی آورند و به پایین سقوط می کنند و وقتی این روند به خود حالتی اعجاب بر انگیزتر می گیرد که موسیقی و تصویر در کنار هم قرار می گیرند. معجون به دست آمده همیشه گوارا نیست، اما بعضی اوقات شیرینی دلچسب آن انسان را تا اوج قله های زندگی هم بالا میبرد. "فرانک سیناترا" یکی از پدیده های همین ترکیب به ظاهر نا همگون است. معجزه ای از ترکیب موسیقی و سینما. صدا،نور،تصویر... بخوان! 

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1385ساعت 22:18  توسط  A r M a N  |