
Eric Clapton در30 مارس 1945 در انگلیس متولد شد .پدر او یک سرباز کانادایی بود و مادرش یک انگلیسی بود.به علت جدایی پدر و مادر، "اریک" نزد والدینِ مادرش بزرگ شد.او در 14 سالگی با گیتاری که از پدربزرگش هدیه گرفته بود نواختن گیتار را نزد خودو بعدها نزد Jimi Hendrix فرا گرفت.در سال 1963،در سن 18 سالگی به همراه Jeff Beck و Jimmy Page گروه Yard Birdes را تشکیل دادند و در طول یک سال و نیم همکاریش بااین گروه،موقعیتش را در دنیای موسیقی تثبیت کرد.
در ان زمان به او لقب"کند دست" داده بودند ولی بعدها این لقب تغییر یافت و به "خدا" مشهور شد.کلاپتون در سال 1965 از این گروه جدا شد و در سال 1967 به همراه Ginger Baker ،نوازنده درامز و Jack Bruce ،نوازنده گیتار باس گروه Cream را تشکیل دادند.این گروه بین مردم طرفداران زیادی پیدا کرد و در رده گروههای مشهور و موفق راک در دهه 60 قرار گرفت. نتیجه همکاری اعضای این گروه،خلق سه آلبوم موفق بود که بیش از 35 ملیون نسخه از آن به فروش رفت.در آن زمان اریک به خاطر سبک پیچیده و متفاوتش در نواختن گیتار تبدیل به ستاره موسیقی راک شده بود و به اوج شهرت و محبوبیات خود رسیده بود.گروه Cream پس از دو سال از زمان تشکیل ان،در سال 1969 بعلت کدورتی که میان اعضای گروه به وجود امده بوداز هم پاشیده شد.
ترانه Sunshine Of Your Love از آهنگهای شاخص این گروه است.در سالهای بعد، کلاپتون گروهای Blind Faith ، Derek و "دومینوز" را بنیان نهاد.در همان سالها بود که اریک آهنگ مشهور "Layla" را با کمک جورج هریسون(یکی از اعضای گروه Beathles )ساخت و اجرا کرد.اوایل دهه 70 سالهای خوبی برای کلاپتون نبود.مرگ Jimi Hendrix و "دویی التمن" ضربه روحی بزرگی برای او بود.
مشکلات شخصی و فشارهای حرفه ای باعث اعتیاد شدید او به هرویین شدکه موجب شد کلاپتون چند سالی از انظار عمومی دور باشد و کاملاً به حاشیه رانده شود.او خیلی سعی کرد بر اعتیادش غلبه کند و در این راه از کمک ها و نصیحتهای گاها تند یکی از دوستانش نیز استفاده می کرد.اریک سرانجام توانست به کمک طب سوزنی اعتیاد را ترک کند و به دنیای موسیقی برگردد.
کلاپتون در سال 1974 با اجرای ترانه "I Shot The Sheriff" برای باب مارلی،این خوانندهسیاه پوست سبک Reggae را به دنیای موسیقی معرفی کرد.همچنین او بود که سبک "White Reggae" را ابداع کرد.سپس با "Bob Dylan" در تهیه آلبوم "Noreas On To Cry" همکاری کرد وحتی در چند قطعه با "Roger Waters" از گروه"Pink Floyd" همکاری داشت.کلاپتون در سال موفق به خلق آلبوم "Edge Of Darkness" شد.آهنگ "Edge Of Darkness" از این آلبوم را برای فیلمی با همیت عنوان که محصول شبکه BBC بود ساخت.
البته نباید فراموش کرد "Micheal Keiman" (آهنگ ساز بزرگ راک) در خلق این اثر ماندگار کمک فراوانی به او کرد."Edge Of Darkness" به دلیل ظرافتهایی که در فرم نوازندگی ان به کار رفته جزو الگوههای موسیقی است.همین اثر باعث شدکه Clapton به عنوان بهترین گیتاریست همان سال انتخاب شود و جایزه "گرمی" ره به خاطر بهترین البوم سال بدست اورد.
اوایل دهه 90 سالهای سختی برای Eric بود.ابتدا تعدادی از دوستان نزدیکش که یکی از انها "Stevie Ray Vaghan" بود در اثر سقوط هلیکوپتر جان باختند.سپس بعد از چند ماه پسر 4 ساله اش را در اثر سقوط از طبقه 49 آپارتمان مسکونیش ز دست داد.اریک برای تحمل این درد رو به نوشتن اورد و ترانه "Tears In Heaven" را برای فرزندش "کونور" سرود که یکی از ترانه های محبوب اوست.
او جایزه گرمی سال 1992 به خاطر آلبومی با همین عنوان دریافت کرد.دریافت دو جایزه گرمی و نشان امپراطوری بریتانیا در سالهای 94 و 95 و جایزه بهترین خواننده مرد برای اهنگ و البوم "Change The World" در سال 97 از دیگر افتخارات اوست.وی در سال 2004 به عنوان هنرمند سال انگلیس،نشان افتخار امپراطوری را در کاخ باکینگهام از دست شاهزاده انگلیس دریافت کرد.

3۰ مارس 2005 شصتمین سالگرد تولد اریک کلاپتون است.به همین مناسبت در ماه مه در "رویال آلبرت هال" لندن،همراه دیگر اعضای گروه سابقش Cream ،برای نخستین بارپس از انحلال این گروه پس از 36 سال دوباره روی صحنه میروند.
Led zeppelin
1)
2)
1)
اعضای گروه
1) Robert plant
2) Jimi page
3) John Bonham
4) John Paul Jones

ساز دهنی
فکر کردم بهتر باشه حالا که از بلوز و کانتری صحبت کردم در مورد این ساز دلنشین که بیشتر در این دو سبک به کار می ره صحبت کنم.نوایی محزون شاد و بیانگر لحضات غم و شادی, صدایی که حس اجتماعی بودن را درون انسان می آورد.وقتی صدای آنرا می شنوی ناخودآگاه به یاد مزرعه ذرت می افتی که اززردی آفتاب طلایی شده و کشاورز تکیه داده به دیوار چوبی کلبه در حالی که کلاه لبه دارش راتا روی ابروهایش پاییین کشیده به همراه آن مشغول نواختن است .
نوایی کود کانه اش تو را یاد شکلات می اندازد وصبح های سردی را در خاطرت مجسم می کند که بوی شیر نسکافه داغ همراه با صوت دلشین صدای آن تمام فضای زندگی ات را گرم می کرد.صدایش همه جا می آید وبه هیج جا محدود نیست , از تمام آمریکای جنوبی تا آفریقا , آسیا و...این صدای ( ساز دهنی ) است.ساز دهنی امروزی تاریخچه قدیمی دارد .
بنابربعضی اطلاعات نانوشته زمانی در حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح و در زمان امپراطوری عظیم چین وسیله ای به نام "شنگ" اختراع شد که از آن به عنوان الگوی اولیه ساز دهنی های مدرن امروزی یاد می کنند .ساز دهنی امروزی در سال 1821 توسط یک آلمانی به نام کرستین بوشمن اختراع شد .او ابتدا پانزده لوله را کنار هم گذا شت تا یک آلت موسیقی به نام (هارمونیکا ) را به وجود بیاورد .
در سال 1857 تولید این ساز جدید و عجیب در آلمان به اوج رسید و مردم عادی به لحاظ ساده بودن و ارزانی قیمت آن استقبال خوبی از این پدیده جدید به عمل آوردند . ساز دهنی به سرعت مرزهای جغرافیایی را در نوردید و به تمام نقاط دنیا انتقال پیدا یافت . صدای فولکوریک و نواختن آسان آن و از همه مهمتر حجم کوچک و جابجایی این آلت موسیقی باعث شد تا روز به روز بر محبوبیت آن در نزد عامه مردم افزوده شود.
به جز کاربردهای معمولی ساز دهنی که تنها محدود به نواختن آهنگهای محلی و یا سرودهای مذهبی و نظامی می شد سیاهان به عنوان پیشروان موسیقی بلوز رفته رفته آنرا وارد چرخه موسیقیایی خود کردند و به عنوان یک آلت موسیقی مختص به این سبک از آن استفاده نمودند . پس از جنگ جهانی دوم مهاجرت سیاهان که از مناطق روستایی جنوب به مناطق شهری شمال به خصوص شیکاگو رخ داد باعث شد گروههای مختلفی شروع به اجرا و ضبط کارهایی که با ساز دهنی بکنند.
که از معروفترین آنها میتوان به گروههای (big Walter Horton ).( Sonny boy Williamson). (Little Walter Jacobs) اشاره کرد . نسل دوم نوازنده های این ساز یعنی( junior wells) ( james cotton) .... گروهی بودند که نواختن ساز را از اساتید مسن تر آموخته بودند و تلاش میکردند این ساز به عنوان یک آلت موسیقی بلوز رواج داشته باشد هجوم راک انگلیسی در دهه شصت باعث رواج مجد د موسیقی بلوز شد با این تفاوت که اکنون اکثر مخاطبان را سفید پوستها تشکیل می دادند و ساز دهنی هم یک ساز محبوب مردم بود .Mick jagger, john Lenon, bob Dylan به عنوان تاریخ سازان موسیقی کسانی بودند که ساز دهنی می زدند و تلا ش داشتند ساز دهنی را به عنوان یک ساز اصلی و مهم برای اجرای راک و بلوز معرفی کنند .
ساز دهنی چیست؟
ساز دهنی شامل یک بدنه چوبی یا پلاستیکی است که شانه نامیده می شود . دو صفحه حفره ای برنجی و دو روکش نیکلی ادامه بدنه این ساز را تشکیل می دهد . ساز دهنی "دیاتونیک" رایج ترین نوع این ساز است که ده حفره دارد و هر حفره بسته به دم یا مکش هوا "دو نت" را تولید می کند .بیست نت موجود در ساز دهنی سه اکتاو را در موسیقی پوشش میدهند و به صورتی تنظیم شده اند که اکتاو میانی به طور کامل وجود داشته باشد .
ساز دهنی کروماتیک در سال 1918 اختراع شد ودر موسیقی کلاسیک و جاز مورد استفاده قرار گرفت.این ساز در حقیقت یک ساز دهنی double decker (دو تیکه) است که با نیم پله فاصله به هم متصل شده ودر هر زمان از طریق شاسی متحرک در کناره ساز یکی از آنها باز می شود واین با عث دسترسی نوازنده به تمامی نت ها می شود. ساز دهنی علی رغم تمام زیبایی های خاص خودش به صورت محد ود مورد پذیرش دنیای موسیقی قرار گرفته است و در هیچ یک از آموزشگاه های موسیقی تدریس نمی شود و هنوز هم در میان سایر سازهای عجیب و غریب یک ساز درجه دو به شمار میرود.
کوهن در سپتامبر 1934در مونترال کانادا چشم به جهان گشود زمانی که او متولد شد گروههایی چون بیتلز و رولینگ استونز فعالیت داشتند و الویس پریسلی در اوج فعالیت هنریش بود پیشینه شخصی اجتماعی و زندگی معنوی او ؛ شاید با دیگر ستارگان سبک راک ونسلهای پیش از دهه شصت تفاوت چندانی نداشته باشد؛ اما پیشرفت قابل توجه اورا درآهنگسازی در دهه شصت را نمی توان نادیده گرفت او تا قبل از سن سی سالگی به ضبط واجرای آثار خود نپرداخت.
در میانه سی سالگی بود ؛ که به ارائه کتبها و ترانه های خود پرداخت موفقیت های ادبی او به عنوان شاعر و رمان نویس از آثار باب دیلن هم قدمی فراتر گذاشت اگر چه موفقیت صدای باب دیلن رابه دست نیاورد. کوهن در خا نواده ای متوسط متولد شد. پدرش تاجر لباس بود و به هنگام نه سالگی وی؛از دنیا رفت با این حال محیط پیرامونش چنان او را رشد داد وتربیت کرد که توانست از همان کودکی استعدادهای شگرف خودش را به نمایش بگذارد.
سیزده ساله بود که نواختن گیتار را شروع کرد و این آغاز پیشرفت وی در سالهای آتی بود. در نوجوانی ترانه های خود را با گیتار در رستورانها و کلوب های محلی اجرا میکرد و در 17سالگی یک گروه سه نفره تشکیل داد بعد از اتمام دبیرستان در رشته ادبیات انگلیسی وارد دانشگاه مک گیل شد و علی رغم سطح پایین نمراتش در زمان تحصیل توانست در زمینه نوشته های خلاقانه جایزه بدست بیاورد کوهن در سال1956یعنی فقط یک سال پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه اولین کتاب شعر خود را منتشر کرد؛او همراه با همسرش وپسرش اکسل مدت هفت سال را در یونان سپری کرد همان زمان بود که تجربیاتی نیز در موسیقی فولکلوربه دیست آورد.
جودی کالینز اعجوبه موسیقی فولکلور در اواسط دهه شصت پس از شنیدن ترانه کوهن به نام سوزان او را تشویق کرد تا دریک تور موسیقی فولک با او همکاری نماید . نتیجه این کار ایجاد علاقه کوهن به خوانندگی بود که در پی خود اجراهایی موفق در فستیوال فولک را داشت .استقبال مردم چنان بی سابقه بود که حتی کار به برنامه ای موفق در تلویزیون کشید ودر این برنامه کوهن؛ کارهای خود را یکجا اجرا کرد .
سال1967مسئولان کمپانی کلمبیا با دیدن اینکارها به او توجه نشان دادند و یک سال بعد قرار دادی را با وی منعقد کردند که منجر به اولین آلبوم حرفه ای وی به عنوان "صداهایی از لئونارد کوهن" شد. در سال 1975با همکاری کمپانی کلمبیا منتخبی از بهترین های خود را تحت عنوان "بهترینهای لئونارد کوهن " منتشر ساخت وی در سال 1992 با آلبوم "آینده" به اوج قله محبوبیت رسید.
منتقدین و هوادارانش از کار وی شوکه شدند و سرانجام دومین اجرای زنده وی در سال 1994 به راه افتا د . همان سال کارگردان جنجالی هالیوود به نام الیور استون از ترانه"در انتظار معجزه" از همین آلبوم برای فیلم تحسین برانگیز "قاتلین بالفطره" استفاده کرد آثار کوهن درعین احساس شاعرانگی خود برای عشق و خیانت؛ از ریشه های مذهبی قوی نیزنشات گرفته است تا جایی که او را در آمریکا یک متدین تمام عیار می دانند که همواره در صدایش و کارهای اواخلا قیت حرف اول را میزند. عشق در کارهایش بسیار پاک و مقدس به تصویر کشیده می شود لئونارد را جادوگر صدامیدانند .

رابرت نستا مارلی متولد ۱۹۴۵در جاماییکا
باب مارلی زنده است. باب مارلی مرده است.مردی كه موزيك رگی (reggae) را برای جهان به ارمغان آورد، در آرامگاهی در خانه بالای تپه اش در جزيره جامائيكا واقع در دريای كارائيب آرميده است؛ رگی مخلوطی از ريتم آهسته تر از موزيك كارائيب با موزيك راك است. مارلی از سال 1981، از زمان مرگش در سن 36 سالگی به علت سرطان، در آنجا است.
آهنگ های او، مانند “I Shot the Sheriff” و “No Woman No Cry” ماندگار شده و با گذشت زمان محبوب تر می شوند. سال گذشته، مارلی بيشتر از ديگر ستارگان موسيقی از دنيا رفته، مانند توپك شكور، جيمی هندريكس و فرانك سيناترا، فروش كرد، كه بيشتر اين فروش به خاطر سی دی منتخبی از كارهای او به نام “Legend” بود؛ از اين سی دی فقط در ايالات متحده بيش از 10 ميليون نسخه به فروش رسيد. به بيان ديگر، ممكن است آرامگاه او در جامائيكا با تخته، سيم و سيمان پوشيده شده باشد، ولی هيچ چيز نمی تواند جلوی موسيقی او را بگيرد.
تعداد هنرمندانی كه در موسيقی رگی فعاليت می كنند در دو دهه گذشته با يك تصاعد هندسی رشد كرده است. اول، آنهايی هستند كه درست جا پای مارلی گذاشته اند و موزيك آنها به عنوان ريشه های رگی شناخته می شود؛ خام و ناب. هنرمندانی چون UB40، كه در آمريكا شهرتی به هم زده اند، Burning Spearو Skatalites از اين دسته اند.
اما رگی نيز تحول يافته، تاثيرات جديدی پذيرفته و گونه های مختلف و جديدی از آن به وجود آمده است.
جيسون واكر تهيه كننده برنامه راديويی موسيقی كارائيب و جهان در آتلانتا، اين نوع موسيقی را در حال حاضر اينچنين توصيف می كند، " اين موسيقی، امروزه، بيشتر الكترونيك است. موزيك زنده هم وجود دارد، ولی رگی به شكل های مختلف در آمده است." اين نوعی رگی شامل رگی مخصوص دسكوها و سالن های رقص است كه اغلب از عناصر الكترونيك در آن استفاده می شود و توسط ستارگان پاپ مانند Shaggy و Sean Paul مشهور شده اند.
موسيقی آمريكايی بيش از آنچه كه خيلی ها تصورش را می كنند به جامائيكا مديون است. وقتی كه دی جی كول هرك (Kool Herc)، متولد در جامائيكا با نام كلايو كمپبل، در اواخر سال های 1960 به ايالات متحده مهاجرت كرد، موسيقی اين جزيره را نيز به همراه خود برد. مهم تر از همه موسيقی داب (dub music) بود، كه در آن خواننده های رپ متن شعر را با آهنگی كه با دستگاه های الكترونيك نواخته می شود، می خوانند.

كول هرك، داب را با خود به نيويورك آورد، در آنجا اين موزيك باب شد و به شكل هيپ هاپ كه شايد پر طرفدار ترين نوع موسيقی در زمان حاضر است، درآمد. در مصاحبه اخيرش با نشنال پابليك راديو (NPR) در مورد مهم ترين چيزهايی كه بر او تاثير گذاشته اند، وی به اولين صفحه های موسيقی ای كه در جامائيكا شنيده بود اشاره كرد؛ صفحه هايی كه در طرف دوم آنها موزيك داب بود. وی گفت، " اين امر مرا ترغيب می كرد كه به هر دو طرف صفحه گوش كنم؛ نه فقط به يك طرف صفحه." رگی اغلب با آهنگ های داب همراه بود و صدای طبل سنگين و صدای بم زياد آن نه تنها در موسيقی هرك بلكه در بسياری از آلبوم های رپ كه بعد از آن آمد، شنيده می شود.
علاوه بر اين، هيپ هاپ و رگی، ريشه های شبيه يكديگر دارند و از سركوبی و تلاش هر روزه برای زنده ماندن در زاغه ها می آيند. بسياری از هنرمندان اوليه رگی در جامائيكا از ترنچ تاون شروع كردند؛ محله فقير نشينی در جامائيكا كه به خاطر كاغذهای قير اندود،اسلحه و تفنگ، زاغه و فقر، و نه هيچ چيز ديگر، معروف است – البته به غير از موسيقی اش.
هووارد بلوم، مسئول تبليغات مارلی در آخرين ماه های زندگی اين هنرمند، می گويد، " مارلی داستانش را برای من تعريف كرد، فرهنگ دار و دسته ای كه از آن آمده بود را توضيح داد؛ فرهنگ سختی بود، به خصوص ميان اجتماع راستافاريان ها. آهنگ “I Shot the Sheriff” ، كه باب آن را نوشته است، در مورد داستان های قرن نوزدهم آمريكا نبود، بلكه در مورد اين بود كه چگونه افراد اين گروه در جامائيكا مورد تعقيب و آزار قرار می گرفتند." راستافاريان ها يك گروه مذهبی جامائيكايی هستند كه با رگی ارتباط نزديك دارند؛ اين گروه موهايشان را به صورت بافته های درهم تنيده بلند می كنند.
مارلی، كه در ماه های پايانی جنگ جهانی دوم به دنيا آمدبود، با نواختن موسيقی اسكا (Ska) شروع كرد – تركيبی از منتوی سنتی كارائيبی و موزيك كاليپسو با ريتم های آمريكايی و بلوز. ولی، وقتی كه رگی در سال های 1960 ظهور كرد، مارلی و گروهش به موقعيتی كه اين آوای جديد ارائه می كرد، چنگ زدند. به زودی پس از آن، آهنگ های مارلی در باره فقر و انقلاب، با عنوان ابتكاری آهنگ های جزيره به وسيله تهيه كننده معروف، كريس بلك ول، به گوش آمريكايی ها و سراسر دنيا رسيد.

بلند شو، برخيز
مارلی درگذشت. ولی موسيقی او همچنان گسترش می يافت. مردم پيام اين موسيقی و ريتم آن را دوست داشتند. تهيه كننده راديويی، واكر، می گويد، " البته امروزه اين موسيقی شناخته شده تر از آن دوران است. خوشبختانه يا متاسفانه، فرهنگ پاپ هم به آن علاقه نشان داده است."
او در ادامه می گويد كه هنرمندانی مانند Shaggy و Sean Paul رگی را بالای جدول آهنگ های روز بردند، ولی در عوض به نظر برخی اين آهنگ ها خيلی تجاری شده اند. بسياری از هنرمندان از تبديل شدن به جريان رايج روز و تجاری شدن هراس دارند، زيرا، در درجه اول، كيفيت هايی كه آنها را منحصر بفرد كرده است را از بين می برد – و در نهايت موسيقی آنها تبديل به موسيقی های ديگری كه در راديو می شنويم، می شود.
ديگر موسيقيدانان رگی نگران اين هستند كه معروفيت بين المللی فرم هنری ايشان، از قدرت آن بكاهد. وان دراپ (One Drop)، يك موسيقيدان رگی در نيويورك كه اغلب به جامائيكا سفر می كند و هنوز از اين جزيره الهامات موسيقيايی می گيرد، می گويد كه موسيقيدانان مكتب قديم رگی بيشتر در مورد انقلاب و در مورد عشق می خواندند. " امروزه رگی بيشتر موسيقی مهمانی است. من به مهمانی ها می روم؛ آهنگ ها ديگر به لحاظ عبارات آن خوانده نمی شوند. پيام آنها در حال از دست رفتن است."
هنوز همه شكل های مختلف رگی پر طرفدار هستند. وان دراپ، كه او هم از ترنچ تاون آمده است، قرار است يك تور دور اروپا اجرا كند. او می گويد در اروپا رگی محبوب تر است. اما آمريكايی ها هم رگی را كاملا پذيرفته اند: او در همه جای آمريكا از سنترال پارك نيويورك گرفته تا لوس آنجلس و مكان های متعدد ديگری برنامه اجرا كرده است. اين موسيقی نه تنها صدای مردم فقير و مظلوم يك جزيره بلكه صدای مظلومين جهان است.
با اينكه مارلی هيچگاه در زمان حياتش آهنگ پر فروشی در آمريكا نداشت، در سال 1994 به سالن افراد مشهور راك اند رول وارد شد. با بازاريابی و بدون آن هم، كارهای او همچنان به فروش می رسد. بلوم می گويد، " وقتی كه در يك استاديوم با 10.000 نفر جمعيت هستی، متوجه تاثيری كه بر جمعيت داری می شوي. تا بعد از مرگ مارلی متوجه نشده بودند كه او چقدر قوی بوده است. او مرده است ولی حضورش ادامه دارد و روحش كماكان به جلو پيش می رود."

چه چیزی باب مارلی را از بسیاری از آهنگسا زان دیگر جدا میکند؟
آنها نمیدانند نشت کردن باران توی خانه اشان یعنی چه ؛ آنها نمی دانند بدون شومینه شان چه کار کنند.این که با چوب آتش درست کنی و ماهی ات را کنار اقیانوس بپزی.
مارلی میان فقر و بی عدالتی از جامائیکا آمد و این مسئله در صدای شورشی؛ خود را بیان می کرد. مردم چشمه الهام او بودند. رو راست بود مثل جان لنون. این عقیده که از طریق موسیقی و کلمات میتوانی به صلح جهانی دست یابی را به کار بست اما مقا یسه او با دیگر موزیسینها سخت است چون موسیقی تنها بخشی بود از آنچه او را می ساخت.او همچنین یک انقلابی و بشر دوست بود. تاثیر او در سیاستهای جامائیکا بسیار قوی بود. آن قدر که چند بار دست به ترور او زدند . مارلی مثل موسی بود. وقتی موسی حرف میزد مردم به حرکت می افتند وقتی را به جهان معرفی کرد REGGAEمارلی حرف می زد مردمش حرکت میکردند. همچنین مارلی یک تند او نمونه ای از ترانه های انقلابیش بود. ارتعاش این ترانه به صورت خودکار وارد مغزت exodus آهنگ (ترانه رستگاری) فراسوی زمان استRedemption song . میشد با عث جنبش و حرکت می شد ترانه "خودت را از بردگی ذهنی رها کن هیچ کس جز خودمان نمی تواند ذهنمان را آزاد کند از انرژی اتمی ترسی به دل راه نده چون هیچ کدام نمیتواند زمان را نگه دارد" این در ساا 3014 هم همین معنی رامیدهد.
امروز مردم تقلاء میکنند تا بفهمند چیز واقعی چیست. آن قدر همه چیز مصنوعی شده که خیلی از مردم تنهاچیزی که می خواهند این است که امید را به چنگ آورند. دلیلی که هنوز مردم تیشرتهای باب مارلی را می پوشند این است که موسیقی او یکی از اندک چیزهایی است که برای چنگ زدن به آن با قی ماندهاست.

Muddy Waters
سخنی با تو!!
حالا باید چه کار کنیم؟
فضا های خالی را با چه پر کنیم؟
کجاست قلبی گرسنه؟
آیا باید از میان دریاهای صورتها بگذریم؟
به دنبال کف زدنهای بیشتر یک گیتار نو بخریم؟
یا با یک اتومبیل پر قدرتر برانیم؟
وتمام شب یکسره کار کنیم؟
خودمان را وسط دعوا بیندازیم؟
چراغهایمان را روشن بگذاریم؟
آتش بپا کنیم؟
به سفرغرب برویم؟
بیماری مسری بگیریم؟
استخوان زیر خاک کنیم؟
خانه ها یمان را در هم بکوبیم؟
از طریق تلفن به یکدیگر گل هدیه کنیم میگساری کنیم؟
گوشتخواری را رها کنیم؟
مردم را مثل حیوانات اهلی نگهداری کنیم؟
سگ تربیت کنیم؟